خرید بک لینک

تايمها ايام هفته

صبح

عصر

شب

كانال مرور

30/9-45/7

11-45/9

45/12-15/11

30/14-13

30/5-4

7-6

9-30/7

11-10

45/11-30/11

شنبه

ريست

علوم زمین

شيمي

زيست

زیست پیش

علوم زمین

شیمی پیش

يكشنبه

معارف

زبان فارسی

شیمی

شیمی پیش

ریاضی پیش

زبان فارسی پ

معارف پ

دوشنبه

رياضي

زبان خارجی

فيزيك

رياضي

ریاضی پیش

فيزيك پ

زبان پ

سه شنبه

زیست 1

فيزيك

زبان خارجی

فيزيك پ

زیست پیش

زبان خارجی 3

شیمی 2

دین و زندگی 3

چهار شنبه

فیزیک 3

عربی 3

زبان پ

ریاضی 2

زمین شناسی 3

آمار و مدلسازی

پنجشنبه

زیست 2

ادبیات 2

دین و زندگی 2

فیزیک 1و2

عربی 2

شیمی 3

جمعه

ریاضی 3

ادبیات 3

هندسه 1

زبان فارسی 3

استراحت و بررسی دروس پیش شنبه

توجه:

1- برنامه فوق الذكر پيشنهادي است و مي توانيد با توجه به برنامه درسي طول هفته خود بويژه در روزهاي درسي تغييراتي طبق برنامه خود داشته باشيد ( سعي كنيد دروس پيش دانشگاهي در طول روزهاي مدرسه قرار گيرد و دروس پايه در روزهاي غير مدرسه اي ).

2- سعي شود از تايمهاي آزاد براي جبران دروسي كه عقب افتاده ايد يا براي امتحانات طول هفته استفاده شود. (روزهاي تعطيل يك تايم يك و نيم ساعته سپس تايم يك ساعته و .... )

3- از كانال مرور بيشتر براي مطالب روزانه همان روز كه بصورت خلاصه برداري شده مي باشد استفاده شود.

4- محدوده زماني دروس منابع امتحاني پايه هاي اول ، دوم ، سوم ( زوج كتاب) و پيش دانشگاهي ترم اول را تا حداكثر پايان بهمن ماه در نظر بگيريد.

5- در برنامه اول براي دروس اختصاصي در پايان هر مطالعه حدود يك سوم وقت را جهت تست زني همان مطالب مورد استفاده قرار دهيد و براي دروس عمومي پس از طي حداقل دو هفته تست زده شود.

6- ميزان صفحات هر جلسه بر اساس محدوده زماني تعريف شده مشخص گردد و در داخل جدول دروس قيد شود.

7- حداقل ساعات مطالعه روزهاي مدرسه در برنامه اول 5الي 6 ساعت و در روزهاي تعطيل 10 الي 11 ساعت مد نظر قرار گيرد.

8- زوج كتاب دروس عمومي( ادبيات 2 و 3 )،(دين و زندگي 2 و3 )،(عربي 2و3 ) و زوج كتاب دروس اختصاصي (فيزيك 1 و 2 -3 )،(شيمي 2و3 )،(زيست 1 و 2 ) زوج درسها جهت انعطاف برنامه

9- کدامیک از زوج کتابها در ترم اول یا انتخاب اول: بر اساس میزان دشواری،حجم بیشتر ، دروسی که به کار تشریحی بیشتری نیاز دارند، دروسی که هم اکنون کلاس می روید یا معلم خصوصی دارید

10 مجموعه دروس زيست بايد در تمامي روزهاي هفته لحاظ گردد.

تهيه و تدوين:علي قربانپور مشاور دبيرستان قائم مقام


http://muharram92.com
تی شرت محرم

برچسب: نویسنده: taaz تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1392 ساعت: 12:23

هشتم ذی الحجة ، خطبه ماه بر بام کعبه
بیت الله الحرام سراسر سکوت شده و انگار صدای علی ست که به گوش می رسد ...
ماه بنی هاشم به بام کعبه رفته و خطبه بر جماعت منافق طواف گر می خواند ...
کشتن اربابم حسین یک راه دارد که می خواهم نشانتان دهم ...

◆◇◆◇

بنام خداوند بخشنده مهربان
سپاس خدای را که بیت الله را با قدوم پدرش(منظور امام حسین (ع) است) مشرف کرد؛ کسی که دیروز بیت بود،[امروز] قبله گردید.
ای ناسپاسان گناهکار آیا راه بیت را بر امام نیکوکاران می بندید؟ چه کسی سزاوارتر به این بیت است از دیگر موجودات؟ و چه کسی نزدیکترین به این خانه است؟
و اگر حکمت های خداوند بلند مرتبه نبود و اسرار بالا و امتحانات موجودات نبود، همانا بیت به سوی ایشان [ امام حسین (ع)] پرواز می کرد؛ قبل از اینکه مردم حجر را لمس کنند، حجر دستانش [ امام حسین (ع)] را استلام می کند و اگر خواست مولای من خواست خداوند رحمن نبود هر آینه بر سر شما مانند بازِ شکاری که بر گنجشکان فرود می آید نازل می شدم.
آیا قومی را که مرگ را در کودکی به بازی می گرفتند می ترسانید، در حالیکه الان در مردانگی قرار دارند.
همه جانم فدای آقا و مولای همه موجودات که برتر از حیوانات [هستند].
هیهات بنگرید سزاوار است از چه کسی پیروی کنید، به کسی که شراب می نوشد [مراد یزید ملعون است] یا کسی که صاحب حوض و کوثر است؛ کسی که در خانه وحی و قرآن است [مراد امام حسین(ع)است] یا کسی که در بیتش اسباب لهو و نجاست است [مراد یزید ملعون است]؛ و یا کسی که در خانه اش نزول آیات [نشانه ها] و [آیه] تطهیر است.
شما در غلطی واقع شدید که قریش واقع شدند. چرا که اراده قتل پیامبر(ص) را کردند و شما اراده قتل پسر دختر پیامبرتان را و [این حیله] برای ایشان تا وقتی امیرالمؤمنین(ع) زنده بود ممکن نشد. پس چگونه ممکن است کشتن ابا عبدالله الحسین(ع) تا وقتی که من زنده ام؟
بیایید تا به راهش [راه کشتن امام حسین(ع)] آگاهتان کنم؛ پس مبادرت به کشتن من کنید، و گردنم را بزنید تا به مقصودتان برسید.
خدا شما را به مقصودتان نرساند و عمرتان و فرزندانتان را کوتاه کند و لعنت خدا بر شما و پدرانتان [که قصد کشتن پیامبر (ص)را داشتند ] باد.

abbas

این راز پر از عذاب پیشت باشد

تصویر من خراب پیشت باشد

شاید که محرمت نبودم آقا !

این اشک علی الحساب پیشت باشد


http://muharram92.com
تی شرت محرم

برچسب: نویسنده: taaz تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1392 ساعت: 12:11


http://muharram92.com
تی شرت محرم

برچسب: نویسنده: taaz تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1392 ساعت: 12:01

یک روز سطری از این شعر
مثل سوت قطاری از کنار گوشَت عبور می کند
واژه ها برایت دست تکان می دهند
خاطره ها
مثل آشنایان دورت به تو نزدیک می شوند
و فکر می کنی
چرا نبض این شعر برای تو اینقدر تند می زند ؟


- نگاهم می کنی
و چشم هایت چقدر خسته اند !
انگار از تماشای منظره ای دور برگشته اند –


نگاه می کنی به من
برفی که بر موهایم باریده
راه تمام آشنایی ها را بسته است
انگشتانم استخوانی تر از آن شده اند
که نوازشی را یادت بیاورند
و تمام این سال ها
آنقدر میان خطوط موازی دفترم
دست به عصا راه رفته ام
که بردن نامت کمر واژه هایم را خواهد شکست


نگاه می کنی به خودت
که پس از سال ها دوباره از دهان زنی بیرون آمده ای
و لرزش لب هایش را انکار می کنی
میان سطرهایش راه می روی
و پاهای بیست و چند سالگی ات را انکار می کنی


واژه ها
دوباره برایت دست تکان می دهند
خاطره ها
مثل آشنایان نزدیکت از تو دور می شوند
و این شعر
برای همیشه حافظه اش را از دست می دهد .


http://muharram92.com
تی شرت محرم

برچسب: نویسنده: taaz تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1392 ساعت: 11:51

به نام خداوندجان آفرين

سی دی حقه های نفس ،آقای امین دژاکام

موضوع انتقال صفات در انسان تابع فعل است وتابع فاعل نیست و این در آموزش دادن به بچه ها مهم است، و این یعنی چه؟ اگر انسانی کاری را انجام بدهد و انسان خوشحال بشود مانند آن که کسی در دانشگاه قبول شود و من خوشحال بشوم و یا اگر کسی عروسی کند وخوشبخت بشود و کسی را با تمام وجود دوست داشته باشد ومن ناراحت بشوم در این جا چیزی که تعیین کننده است اول خوشآمدن من و دوم آن فعل که اتفاق افتاده.

مثلا یک نفر که در دانشگاه قبول می شود و من خوشحال می شوم. سیستم هستی و قسمت مربوط به سیستم درونی انسان می گوید پس تو آن چیز را دوست داری. پس تو دانشگاه و علم را دوست داری. بنابراین کمک می کنیم تا برای تو هم اتفاق بیافتد اگر خواهان آن باشی، و اگر خواهان آن هم نباشی آن شادی و شعف و خوشحالی به تو هم منتقل شود.

در این جا انتقال صفات اتفاق می افتد و آن توانایی علم و قبول شدن به من منتقل می شود چون هستی بر پایه عشق و محبت و دوست داشتن است. طبق وادی 14 و اگر من چیزی را دوست داشته باشم و به آن محبت داشته باشم آن صفات و ویژگی به من منتقل می شود.

حالا اگر یک نفر عروسی کند و خوشبخت بشود و من ناراحت شوم در این جا بخش صور پنهان هستی کاری ندارد که آن شخص که عروسی کرده کیست. می گوید چون تو از محبت،از ازدواج، از عاشق شدن خوشت نمی آید بنابراین بهتر است از آن بهرهمند نباشی چون دوست نداری مطمئنا نباید داشته باشی پس انسان از عشق و محبت محروم می شودو این مثل قدیمی که می گویند اگر انسان از چیزی بدش بیاید به سرش می آید از این قانون پیروی می کند.

این مسئله یک چیز شخصی است و انسان باید از عمق وجودش نگاه کند. با خودش ....


http://muharram92.com
تی شرت محرم

برچسب: نویسنده: taaz تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1392 ساعت: 11:42



خدایا مرا چه طعمی آفریدی

که همه از من زود سیر میشوند


http://muharram92.com
تی شرت محرم

برچسب: نویسنده: taaz تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1392 ساعت: 11:32



خدایا مرا چه طعمی آفریدی

که همه از من زود سیر میشوند


http://muharram92.com
تی شرت محرم

برچسب: نویسنده: taaz تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1392 ساعت: 11:24

https://lh3.googleusercontent.com/-0XJBSrxMWWY/T79nBn1ZG6I/AAAAAAABf_k/1bjJUlXmF9M/s288/6.gif


برچسب: نویسنده: taaz تاريخ: يکشنبه 28 مهر 1392 ساعت: 16:50

اصفهان:هنگام ورود مهمان!

اردبیل:مکوقع بلند کردن وزنه!

شیراز : موقع سرکار رفتن!

لرستان:به جای ترمز!

قزوین:موقع بستن بند کفش!

تهران:موقع دیدن دختر زیبا!

کرمان:موقع گرون شدن تریاک!



برچسب: نویسنده: taaz تاريخ: يکشنبه 28 مهر 1392 ساعت: 15:58

سلام...

(اضافه شد به ادامه ی مطلب)

تولدم مبارک مگه نه؟:)))

عید قربان شبش خونه مامانم دعوتی بودو از صبح باهمسری رفتیم خونشون تا کمک کنیم واسه تیکه

کردن گوشت گوسفند اما عموم زودتر اومده بودو مامانم گفت این کارو عموت میکنه قبلش هم

بابام ساعت پنج صبح رفته بود تا گوسفندو ذبح کنن و گوشتشو بیاره خونه همسری هم دید کاری نیست

برگشت خونه و گفتم بعدازظهر زودتر بیا کمک گفت باشه وبابام به من گفت جای خونه ی شما شیرینی

ارزون تره به همسری بگو شیرینی بخره و دوغ و نوشابه وقتی اومد بیاره گفتم باشه

همسری هم خریدو بعدش با بابام حساب کرد

آهان راستی قبلش رفتیم خونه مادرشوهر که عیدو تبریک بگیم شب قبلش همسری ۲تاجعبه شیرینی

خریده بود یکی واسه مامانش یکی واسه مامان جون من

رفتیم خونشون دیدیم هیچ کی نیست وفقط مامانشه

همسری فهمید دوماد جدیدشون هم هست اما بازنش بالا بودن ...به همسری گفتم بگو کی دومادشون

اومده همسری هم از مامانش پرسید مامانش گفت دیشب

گفتم بگو ظهر شده دیگه چرا بیدار نمیشن؟

همسری هم به مامانش گفت زنگ بزن به فامیلت(دومادشون منظورش بود) بگو بیان پایین دیگه

اگه تو زنگ نمیزنی شمارشو بده من زنگ بزنم ... مامانشم یه لبخند تلخی زدو هیچی نگفت

میدونید چرا اینو گفتم؟ چون وقتی ما تو عقد بودیم ازمون انتظار داشتن ساعت۷صبح از خواب

پاشیمو بیایم پایین امامن یه بارهم ساعت۷نرفتم پایین و همیشه ۹باهمسری میرفتیمو وقتی پامون

میرسید پایین با اخم وتخم و بادکردن مامانشو همین دختره مواجه میشدیم حالاکه خودش عقد کرده

تا لنگ ظهر میخوابه ... اینجوری گفتم که همسری بگه که مامانش بفهمه که کارشون چقدر زشته

البته همسری هم این رفتارشون تو دلش مونده بود چون چن وقت پیش بهم گفت دوس دارم صبح

زود جمعه پاشم برم خونه مون و وقتی خواهرم اومد بهش اخم کنموبگم چقدر میخوابی زود بیاین

دیگه....

ولش کن بابا اینا هیچ وقت فرق نمیکنن

خونه مامانم خیلی خوش گذشت بافامیلامون و کلی گفتیمو خندیدیم و البته خیلی هم خسته شدیم

دختر عمم هم اومد اما دیرتر از همه ... روبروی من نشسته بود چند بار چشمم بهش افتاد و اشک تو

چشام جمع میشدو زودی رومو برمیگردوندم ... خوش به حالش که مادر شد...

خدایا چن وقت دیگه باید صبرکنیم تا مارو هم جزء مادرها قبول کنی؟

خدایا به همین زودی زود دعاهامونو مستجاب کن... آمین

**********************

منو همسری اومدیم خونه چون...

(همون رمز قبلی .... هرکی هم یادش نیست بگه بدم... البته آقایون محترم تقاضای رمز نفرمایند ...

خصوصی است)


برچسب: نویسنده: taaz تاريخ: يکشنبه 28 مهر 1392 ساعت: 15:34

اس ام اس های عاشقانه زیبا و جدید 92

برچسب: نویسنده: taaz تاريخ: يکشنبه 28 مهر 1392 ساعت: 15:15

بسم الله الرّحمن الرّحیم

لاحول ولاقوّه الاّ بالله العلیّ العظیم

مجموعه حاضر تفسیر فرازهایی از زیارت ناحیه مقدسه می باشد که به همت شبکه جهانی امام حسین علیه السلام با اجرای جناب آقای دکتر فریدونی تهیه گردیده است و به فضل پرودگار و عنایات خاصه اهل بیت علیهم السلام اقدام به انتشار آن می کنیم .

لازم به ذکر دانستیم فایل های موجود در فرمت Mp3 قابل دانلود هستند لذا عزیزانی که مایل به مشاهده آن در قالب فایل تصویری هستند می تواند با مراجعه به سایت http://www.aparat.com و درج عبارت "تفسیر فرازهایی از زیارت ناحیه مقدسه" در قسمت جستجوی سایت ویدئوهای مربوطه را دانلود و تماشا کنند،ضمنا هرگونه کپی برداری و انتشار آن منعی نداشته بلکه موجب رضای خداوند و اهل بیت نیز خواهد بود .

شرح و تفسیر زیارت ناحیه مقدسه(قسمت اول)

شرح و تفسیر زیارت ناحیه مقدسه(قسمت دوم)

شرح و تفسیر زیارت ناحیه مقدسه(قسمت سوم)

شرح و تفسیر زیارت ناحیه مقدسه(قسمت چهارم)

شرح و تفسیر زیارت ناحیه مقدسه(قسمت پنجم)


برچسب: نویسنده: taaz تاريخ: يکشنبه 28 مهر 1392 ساعت: 15:00

میخواستم شروع مهرماه را تبریک بگم که خاطره های بسیاری باز مرا درگیر خود ساخت.اول از اولین روز مدرسه خودم در اول دبستان مینویسم یاد دارم و بسیار خوب خوب یادم هست گویی همین دیروز و شاید نزدیک تر از آن بود یادمه روز اول لباسامو پوشیدم و به خانه گفتم من میرم مدرسه و کسی منو با خودش نبرد و تنها خودم رفتم کمی دیر راه افتاده بودم و به این خاطر وقتی به مدرسه رسیدم دیدم بچه ها صف بسته اند و من مجبور شدم اولین روز ته صف کلاس اول واسم چون روز اول بود بچه ها شور و شوق زیادی داشتند و نمیذاشتن جلوی هیچ کدوم وایسم بعداز صحبت های مدیر به داخل کلاس رفتیم روز دوم چون خیلی دوست داشتم صف اول وایسم زودتر رفتم و دقیقا اول صف ایستادم شروع شد از آن به بعد همیشه صف اول وایمیستادم و دقیقا نیمکت اول می نشستم یادمه کلاس اول تا سوم شاگرد ممتاز نمی شدم ولی درسم خوب بود معلم کلاس اولم خانم فتاحی به من علاقه خاصی داشتند و مرا خیلی دوست داشت کلاس سوم ابتدایی شاگرد پنجم شدم و کلاس چهارم و پنجم هم شاگرد دوم و سوم میشدم یادمه معلم از گل های پلاستیکی همانند گلی درست کرده بود و نام بچه ها رو به ترتیب شاگرد اوی تا آخر نوشته بود و من پنجم شده بودم خیلی دوست داشتم آن بالا بالای همه اسم ها باشم و افتخار عجیبی بین بچه ها داشت چون در خانه ما کسی نبود در ابتدایی درس یادم بده نمی تونستم چه طوری درس بخونم تا اینکه وارد کلاس اول راهنمایی شدم دیگر کمی بزرگ شده بودم و میدانستم درس خواندن چیست از کلاس اول راهنمایی تا کلاس سوم راهنمایی من سه سال پیاپی شاگرد اول بودم دیگر کسی در آن دوران توانایی نزدیک شدن به معدل من را نداشت چه بماند شاگرد اولی و من همیشه با اختلاف بسیار زیادی مرد شماره 1 بودم یه خاطره از سال سوم راهنمایی توی جشن 22بهمن جایزه میدادند و مدیر بی اختیار قبل از همه نام من بر زبانش جاری شد و گفت نفر اول احسان بیات چون در هر سه سال مدیر ما بود مرا خوب خوب میشناخت و عادت کرده بود اسم من رو اول همه بگه به نظرم اگر مغرورانه نباشد حتی خدا هم به شنیدن نام من عادت کرده بود بعد جایزهمنو به ناطم داد من در میان تشویق همگان از صف جلو رفته از پله ها بالا رفتم از اول با همه معلمان دست دادم به ترتیب تا به ناظم رسیدم با او دست داده سلامی و خنده ای و جایزه را مثل همیشه گرفتم مدیر خوبمان که من خیلی دوستش داشتم و با من خیلی رفیق بود بعد از ناظم ایستاده بود و نام ها را میخواند من بعد از گرفتن جایزه یادم رفت با ایشان نیز دست دهم نمی دانم چرا در حال برگشت به صف تنها یادم افتاد و من تا امروز ناراحت آن لحظه ام شاید چیدش معلمان خوب نبود چون اکثرا نفر آخر جایزه ها رو میداد.وارد دبیرستان شدم مدرسه جدید با دانش آموزان جدید من با اختلاف بسیار ناچیزی شاگرد دوم شدم البته اون نفر اول نامرد خیلی اهل تقلب بود.کلاس دوم و سوم درسم خوب بود در آن زمان به دلیل ساختن ساختمان و من بیشتر باید بالای سر کارگر ها بودم به درس نرسیدم تا پیش دانشگاهی که شوق دانشگاه من رو باز مرد شماره1 کرد.و حال که در آستانه دکترا هستم میگویم"من از همان کودکی ام راهم راه دکترا بود". یادمه بچه که بودیم توی فوتبالیست ها یه قسمتش قبل بازی کاکرو یه انگشتش رو بالا گرفت و قسم میخورم در پایان بازی ما برنده بازی خواهیم شد من هم قسم میخورم بعد از آزمون دکترا من قبول خواهم شد و در خاطره ای دیگر سال1999جام قهرمانان تیم منچستر یونایتد که من خیلی دوستش دارم در دقیقه90بازی از بایرن عقب بود مثل من که بدون دکترا عقب افتاده ام فرگوسن بزرگ در آن دقیقه از روی نیمکت برخواست با اشتیاق کنار زمین رفت و برای تیمش دست زد و با دستانش اشاره کرد تیمش جلو بکشد دیوید بکهام اسطوره ای هم در زمین بود منچسنر یونایتد در یک دقیقه اقیمانده2گل زد و قهرمان شد و من همانند دیوید بکهام اینبار پدرم خان دکتر را می بینم که برایم در آستانه آزمون دکترا دست میزند و مرا به تلاش بیشتر تشویق می کند. در پایان یاد گفته پدرم خان دکتر می افتم خان دکتر در خاطراتش چنین مینویسد"دکتر شدن برای من افتخار نبود فقط خواستم پسرم بداند در آینده باید دکتر شود".


برچسب: نویسنده: taaz تاريخ: يکشنبه 28 مهر 1392 ساعت: 14:44

کتاب “پدیده انتقال در مهندسی پزشکی” یک راهنمای بهروز برای اجرای اصول پدیده انتقال به سیستمهای مهندسی زیستی میباشد.این کتاب چگونگی اعمال معادلات پیوستگی، شتاب، انرژی و انبوهی از سیستمهای آناتومی انسان را شرح میدهد. این منبع معتبر راهحلهایی بههمراه معنی کلمه به کلمه پزشکی ارائه میدهد.تمرینات کاربردی، معادلات مشتقشده را بهتصویر میکشد و مطالعات موردی دقیق، نمونههای دنیای واقعی طراحی اندامهای مصنوعی و مهندسی بافت انسانی را مورد توجه قرار میدهد.




سایت مرجع+پسورد

www.booktolea.com


برچسب: نویسنده: taaz تاريخ: يکشنبه 28 مهر 1392 ساعت: 13:09

گفتم: واقعا داری میری؟
گفت: آره…
گفتم: منم بیام؟
گفت: جایی که من میرم جای۲ نفره نه ۳نفر!
گفتم: برمیگردی؟
فقط خندید
اشک توی چشمام حلقه زد،
سرمو پایین انداختم،
دستشو زیر چونم گذاشت و سرمو بالا آورد
گفت: تو کجا میری؟
…گفتم: میرم بالاخره یه جایی…
گفت: تنها نریا، یکیو با خودت ببر…!
گفتم: جایی که من میرم جای ۱ نفره نه ۲ نفر!
گفت: برمیگردی؟
گفتم: جایی که میرم راه برگشت نداره!
من رفتم اونم رفت…


برچسب: نویسنده: taaz تاريخ: يکشنبه 28 مهر 1392 ساعت: 12:23

صفحه بندی