فردا صبح (الان دیگه فرداس ...
) ساعت ۹ باید برم دانشگاه ... بعد از دو هفته بلاخره دانشگاه ما هم مثل اینکه قراره سال تحصیلی رو شروع کنه ... یکی از دوستام تعریف میکرد "هفته پیش رفته بود کلاس فقط خودش بود و آبدار چی"![]()
پسر عموم (که خونشون اصفهان بود <<عکسشو تو اینستاگرام گذاشتم ...>>) دانشگاه دولتی اهواز قبول شده (ورودی بهمن) ... رفت واسه ثبت نام بعد اومد خونه ما ... بهش گفتم دانشگاهی که میخوای بری،تک جنسیتیِ... و ادامه دادم : پ دانشگاه بی ذختر ب چه دردی میخوره؟!! من وقتی رفته بودم واسه ثبت نام، دختر که توی صف ما نبود ... حوری بود حوری ...
! آقا از اون موقعی که اینو بهش گفتم،گفت:گور بابای دانشگاه دولتی ... حالا قراره فردا با خودم بیاد سر کلاسمون بشینه اگه از دخترا کلاسمون خوشش اومد بیاد دانشگاه آزاد همینجا ثبت نام کنه
.
من یه گ..ی خوردم تو برگه ثبت نام شمارمو درست نوشتم تو ... حالا دیگه مگه "بیسیم چیه بسیج دانشگاهی" ولم میکنه ...
هردیقه(!) پیامک ظهور و غروب و از این جور چیزا واسم میفرسته ...
ولی باز دمش گرم به بادمون هست![]()
.
ما را در سایت طراحی انواع وب سایت و نرم افزار دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: tannaz
بازدید: 193